الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

42

مسند الإمام العسكري (ع) (مسند امام عسكرى ع) (فارسى)

چون در آن روز ، آن مرد پرحرفى كرد و اصرار نمود ، امام عليه السلام حركت كرد تا به سر دوراهى رسيد ، يكى از مركب‌ها آن مرد را در تنگنا قرار داد و در نتيجه او به سمت راهى منحرف شد تا خود را از تنگنا بيرون كند و در آنجا با امام عليه السلام ملاقات كند ! امام عليه السلام يكى از خدمتكاران را فراخواند و فرمود : « برو ! اين مرد را كفن كن ! » خدمتكار در پى او رفت ، و چون امام عليه السلام به بازار رسيد ، و ما همراه آن حضرت بوديم ، آن مرد از آن راه تنگ بيرون آمد تا با امام عليه السلام برخورد كند ، در آنجا استرى ايستاده بود ، چنان او را زد كه افتاد و مرد ، غلام طبق دستور امام ايستاد و او را كفن كرد و خود حركت كرد و ما نيز با او رفتيم . « 1 » 5 - ابن صباغ مالكى از ابوهاشم داوودبن قاسم جعفرى نقل كرده است مىگويد : من با حسن بن محمّد عتيقى و محمّدبن ابراهيم عمرى و فلانى و فلانى پنج شش نفر از شيعيان در زندان جوشق بازداشت بوديم كه ناگهان ابومحمّد حسن‌بن علىّ عسكرى عليهما السلام و برادرش جعفر را به زندان ما آوردند . ما به سرعت خودمان را به ابومحمّد عليه السلام رسانديم ، مأمور زندان آن حضرت ، صالح‌بن وصيف دربان بود . و در زندان مردى جمحى همراه بود ، ابومحمّد نگاهى به ما كرد و مخفيانه فرمود : « اگر اين مرد در بين شما نبود به شما خبر مىدادم كه چه وقت شما از زندان خلاص مىشويد ، و اين مرد كه در بين شما به چشم مىخورد ماجرا را به خليفه نوشته و نوشته همراه اوست و در بين لباسهايش پنهان كرده ،

--> ( 1 ) - غيبت شيخ : ص 123 .