الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

37

مسند الإمام العسكري (ع) (مسند امام عسكرى ع) (فارسى)

عباسيان و افسران و دفترداران و قضاة و عدول نشان داد و گفت : اين حسن‌بن علىّبن محمّدبن الرّضا عليهم السلام است كه به اجل خود در بسترش از دنيا رفته است و جمعى از خاندان اميرالمؤمنين ( ! ) و فلان و فلان از افراد مورد وثوق و قضاة و فلان و فلان از پزشكان در كنار بستر او بودند ! سپس روى جنازه را پوشاند و دستور داد آن را بردارند و از ميان خانهء خودش برداشتند و در خانه‌اى كه پدرش در آنجا دفن شده بود او را دفن كردند . همين كه به خاك سپرده شد ، خليفه و همه مردم در صدد بازرسى از پسر او بر آمدند و داخل خانه‌ها و اتاقها را بسيار گشتند ، بازرسى شد با وجود اين ، از تقسيم ارث خوددارى كردند و آنهايى را كه بر آن كنيزى كه احتمال حامله بودنش مىرفت گماشته بودند ، در كار خود بودند تا معلوم شد كه حملى در كار نيست . و پس از آنكه مسلم شد حملى در كار نيست ارث او را بين مادر و برادرش جعفر تقسيم كردند ، در صورتى كه مادرش مدّعى بود كه وصىّ آن حضرت است و ادّعاى او در نزد قاضى ثابت شد ولى خليفه همچنان در جستجوى پسر او بود ! پس از آن ، جعفر نزد پدرم آمد و گفت : مقام برادرم را به من بدهيد و من هر سالى بيست هزار دينار به شما مىدهم ، پدرم او را از خود راند و به او بد گفت و گفت : اى نادان ! خليفه به كسانى كه معتقدند پدر و برادرت امام بودند شمشير كشيد ، تا آنها را از اين عقيده برگرداند ولى براى او ممكن نشده است ، بنابراين اگر تو در نظر شيعيان امام باشى نيازى به خليفه و غير خليفه ندارى كه تو را به مرتبه او برسانند ! و اگر در نزد آنها اين مقام را نداشته باشى ، به وسيلهء ما نمىتوانى به آن مقام برسى ! پدرم در آن وقت او را زبون و ناتوان دانست و دستور داد كه او را دوباره نزد