الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
25
مسند الإمام العسكري (ع) (مسند امام عسكرى ع) (فارسى)
وارد شدم در حالى كه پسرش ابوجعفر در قيد حيات بود و من تصور مىكردم پس از پدرش او امام است عرض كردم : فدايت شوم ! كدام يك از فرزندانتان را به طور ويژه امام بدانم ؟ فرمود : « هيچ كدام را به امامت اختصاص ندهيد تا وقتى كه دستور من صادر شود ! » راوى مىگويد : بعدها به آن حضرت نوشتم : امر امامت در چه كسى است ؟ در پاسخ نوشت : « بزرگترين فرزندانم . » . مىگويد : ابومحمّد ( امام حسن عسكرى ) بزرگتر از جعفر بود . « 1 » 8 - از گروهى از بنىهاشم از جمله حسنبن حسن افطس نقل كرده است كه ايشان روز وفات محمّدبن علىّبن محمّد عليهما السلام بر در خانهء امام ابوالحسن عليه السلام حاضر بودند و آن حضرت را تسليت مىگفتند ، در صحن منزل امام عليه السلام مجلسى برقررا بود و مردم پيرامون آن حضرت نشسته بودند ، و غير از دوستان و خدمتكاران و ديگر مردم حدود صد و پنجاه نفر از اولاد ابىطالب و بنىهاشم و از قريش بوديم ، در آن بين چشم امام هادى عليه السلام به پسرش حسنبن على عليهما السلام افتاد كه گريبان چاك زده آمد ، طرف راست آن حضرت ايستاد ، در حالى كه ما او را نمىشناختيم ، لحظهاى بعد امام هادى عليه السلام نگاهى كرد و فرمود : پسرم ! شكرى تازه خدا را بگذار كه دستورى دربارهء تو صادر فرمود . » آن جوان با شنيدن سخن پدر گريه كرد و سپاسِ خدا را گفت و كلمهء استرجاع بر زبان آورد و گفت : « سپاس پروردگار جهانيان را و من از
--> ( 1 ) - همان . البته پس از درگذشت جناب سيدمحمّد يعنى ابوجعفر محمّدبن علىالهادى - عليهم السلام - م .