الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

128

مسند الإمام العسكري (ع) (مسند امام عسكرى ع) (فارسى)

بدهكارم شكايت كردم ، در پاسخ من نوشت ، « به زودى او مىميرد ولى نمىميرد تا اينكه مالى كه نزد وى دارى به تو تسليم كند ! » فاصله‌اى نشد ، ديدم در زد و مال من همراه او بود و مىگفت : مرا حلال كن كه دير كردم ! از علّت آن پرسيدم : گفت : من ابومحمّد عليه السلام را در خواب ديدم ، مىفرمود : « مالى را كه محمّدبن موسى پيش تو دارد ، به او بده كه اجل تو رسيده است و از او بخواه به خاطر ديركردت تو را حلال كند ! » . « 1 » 33 - از حمزةبن محمّد سرورى نقل كرده ، مىگويد : تنگدست شدم و تصميم گرفتم به حرّان نزد پسرعمويم يحيىبن محمّد بروم ، به محضر ابومحمّد عليه السلام نامه‌اى نوشتم و از او خواستم تا برايم دعا كند ، جواب نامه‌ام رسيد : « ناراحت نباش ! زيرا كه خداوند مشكل تو را بر طرف مىكند و پسرعمويت درگذشت » و همانطور شد كه فرموده بود و ارثيهء او به من رسيد . « 2 » 34 - از محمّدبن اسماعيل علوى نقل كرده است ، مىگويد : عباسيان بر صالح‌بن وصيف وارد شدند ، در حالى كه ابومحمّد عليه السلام بازداشت بود ، به وى گفتند : بر او سخت بگير ! وصيف گفت : من دو نفر از بدترين كسانى را كه دست يافتم : علىّبن بارمش و اقتامش ، را بر او گماردم ، چنان شدند كه از عبادت و نيكى به جايى رسيدند كه صورتشان را زير پاى او مىگذاردند ، سپس دستور داد آن دو را احضار كردند ، گفت : واى بر شما ، شما را در مورد اين مرد چه شده است ؟ گفتند : چه مىگويى دربارهء مردى كه تمام شب را در حال عبادت و روز روزه‌دار است و با كسى

--> ( 1 ) - مناقب : 2 / 462 . ( 2 ) - همان .