الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

120

مسند الإمام العسكري (ع) (مسند امام عسكرى ع) (فارسى)

من كرد و با انگشت سبّابهء خود به من اشاره كرد : « او يگانه است ، يگانه است ، او تنهاست ! » من با شنيدن سخن امام عليه السلام افتادم و از هوش رفتم ! « 1 » 20 - از ابوهاشم جعفرى نقل كرده ، مىگويد : روزى خدمت ابومحمّد عليه السلام رسيدم و مىخواستم از آن حضرت چيزى بخواهم تا براى تبرك از آن انگشترى بسازم ، وقتى كه نشستم ، فراموش كردم كه براى چه سؤالى آمده‌ام ، تا اينكه خداحافظى كردم و برخاستم امام عليه السلام يك انگشترى به سوى من انداخت و فرمود : « تو نقره مىخواستى و ما يك انگشترى ساخته و آماده داديم ، نگين و دستمزد ساختن آن هم به سود تو باشد ! اى ابوهاشم بر تو گوارا باد ! » . عرض كردم : آقاى من ! گواهى مىدهم كه براستى تو ولىّ خدايى و آن امامى هستى كه من خدا را به فرمانبردارى او مىپرستم ! فرمود : « ابوهاشم خدا تو را بيامرزد ! » . « 2 » 21 - ابوالعيناء محمّدبن قاسم هاشمى آزاد كردهء عبدالصّمدبن على مىگويد : من بارها خدمت ابومحمّد عليه السلام مىرسيدم و تشنه مىشدم ولى براى احترام آن حضرت از خواستن آب خوددارى مىكردم ، خود آن حضرت مىفرمود : « غلام ! به او آب بده ! » و چه بسا كه در دلم مىگذشت كه مرخص شوم و در آن باره فكر مىكردم ، و امام عليه السلام مىفرمود : « غلام ! مركب او را بياور ! » . « 3 » 22 - از علىّبن عبدالغفّار نقل كرده است ، مىگويد : عباسيان و صالح‌بن على و ديگران كه از امام عليه السلام رو برتافته و از آستانهء آن حضرت منحرف

--> ( 1 ) - كافى : / 511 . ( 2 ) - همان : 1 / 513 . ( 3 ) - همان .