الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

118

مسند الإمام العسكري (ع) (مسند امام عسكرى ع) (فارسى)

كه تسليت امام عليه السلام براى اين بود ! « 1 » 17 - عمربن مسلم مىگويد : مردى از مردم مصر به نام سيف بن ليث به سامرا نزد ما آمد تا نزد مهتدى دربارهء مزرعه‌اى كه شفيع خادم از او به زور گرفته بود و او را از مزرعه بيرون كرده بود ، دادخواهى كند ! ما به او گفتيم : نامه‌اى به ابومحمّد عليه السلام بنويسد و از آن حضرت بخواهد تا كارش روبراه شود ! امام عليه السلام در پاسخ او نوشت : « بر تو باكى نيست ، و مزرعه‌ات به تو باز مىگردد ! پيش خليفه نرو ! بلكه نزد آن گماشتهء مزرعه برو و او را از بزرگترين پادشاه يعنى خداوند پروردگار جهانيان بترسان ! » او رفت و با آن كسى كه بر مزرعه گمارده بود ديدار كرد او گفت : وقتى كه تو از مصر بيرون شدى ، به من نوشت كه تو را جستجو كنم و مزرعه را به تو باز گردانم ! و در نهايت آن مزرعه را به حكم قاضى ابوالشّوارب و در حضور او با گواهى گواهان به وى بازگرداند و نيازى به رفتن نزد مهتدى پيدا نشد و مزرعه به خود او برگشت و در دست او بود ، ديگر از او خبرى نشد . راوى مىگويد : همين سيف‌بن ليث براى من نقل كرد كه من يك پسر مريضى از خود در مصر بجا گذاشتم ، وقتى كه بيرون آمدم پسر بزرگترم از او كه وصىّ و قيّم من بر خانه و مزرعه بود ، به ابومحمّد عليه السلام نوشتم و از آن حضرت خواستم تا براى پسر مريضم دعا كند ، به من نوشت : « پسر مريض تو خوب شده است ولى آن پسر بزرگت كه وصىّ و

--> ( 1 ) - كافى : 1 / 510 .