الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

87

مسند الإمام الهادي (ع) (مسند امام هادى ع) (فارسى)

گرفتم و معاشرت او را نيكو داشتم . و چون او را به بغداد وارد كردم ، پيش از همه نزد اسحاق‌بن ابراهيم طاهرى كه آستاندار بغداد بود رفتم رو به من كرد و گفت : اى يحيى ! اين به يقين فرزند رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم است و متوكّل را هم كه خوب مىشناسى ! بنابراين اگر او را بر ضد وى بشورانى ، او را خواهد كشت و در روز قيامت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم خصم تو خواهد بود . به او گفتم : به خدا سوگند كه من از او جز هر نيكى را نديده‌ام ! آنگاه او را به سامرا بردم ، نخست به سراغ وصيف تركى رفتم و او را از ورود ( امام هادى ) باخبر كردم ، وصيف گفت : به خدا سوگند اگر مويى از بدن او كم شود كسى جز تو را مسؤل نخواهند دانست ! يحيى مىگويد : تعجب كردم كه چگونه حرف او با گفتهء اسحاق يكى بود ! سپس بر متوكّل وارد شدم ، دربارهء آن حضرت از من پرسيد او را از حسن اخلاق و سلامت رفتار و زهد و پارسائيش مطلع ساختم و گفتم كه من سراى او را بازرسى كردم و جز چند قرآن و كتابهاى علمى چيزى نيافتم ! و مردم مدينه به جان او بيمناك بودند ! متوكّل پس از شنيدن سخنان من او را گرامى داشت و پاداش نيكو داد و احسان فراوانى كرد و او را در سامرا فرود آورد . « 1 » 31 - همو از يحيى بن هرثمه نقل كرده ، مىگويد : از قضا متوكّل پس از مدتى مريض شد و نذر كرد كه اگر بهبود يابد مبلغ زيادى را صدقه خواهد داد پس از مدتى بهبود يافت از فقها پرسيد كه « مبلغ زياد » چقدر

--> ( 1 ) - تذكرة الخواصّ : ص 359 .