الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

71

مسند الإمام الهادي (ع) (مسند امام هادى ع) (فارسى)

آن زن پس از شنيدن سخن امام عليه السلام گفت : يا اميرالمؤمنين [ ! ] خدا را خدا را به من رحم كن ! او قصد كشتن مرا دارد ! سوار بر الاغ شد و فرياد مىزد : بدانيد كه من زينب كذّابه هستم ! و در روايتى آمده است : وقتى كه آن پيشنهاد را كردند او خوددارى كرد ولى او را پيش درندگان انداختند و درندگان او را خوردند . على بن مهزيار مىافزايد : على بن جهم به متوكّل گفت : اين پيشنهاد را به گوينده‌اش ( امام هادى ) تجربه كن ! پس سه روز درندگان را گرسنه نگهداشتند سپس امام عليه السلام را فرا خواندند و درندگان را بيرون آوردند و چون آن حضرت را ديدند ، در برابر او سر خود را پايين انداخته و دم مىجنباندند و امام عليه السلام هيچ توجهى به آنها نكرد و بالا آمد و نزد متوكّل نشست ، دوباره از نزد وى پايين رفت در حالى كه درندگان به او پناه برده و دم مىجنباندند تا اين كه بيرون آمد ، درود بر او . « 1 » ابن شهرآشوب مىگويد : آوردن امام عليه السلام از مدينه به سامرا با سخن چينى عبداللَّه‌بن محمّد در نزد متوكّل بود ، ولى امام در نامه‌اى به متوكّل عبداللَّه را مورد حمله قرار داد و سخن‌چينىهاى او را بر ضد امام تكذيب كرد ، از اين رو متوكّل او را با بهترين نامه و بالاترين عناوين و بيشترين وعده‌ها فرا خواند و يحيىبن هرثمه نيز با آن حضرت از مدينه بيرون آمد سپس از طرف متوكّل نسبت به آن حضرت آنچه بايد شود ، شد و او در سامرا اقامت داشت تا درگذشت . « 2 » 18 - از منصورى به نقل از عمويش از قول پدرش آورده است مىگويد :

--> ( 1 ) - مناقب : 2 / 453 . ( 2 ) - همان ، 2 / 454 .