الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

69

مسند الإمام الهادي (ع) (مسند امام هادى ع) (فارسى)

علي بن محمّد عليهما السلام را به سامرا بياورد ، در حالى كه شيعه نقل مىكردند كه وى علم غيب مىداند و در دل عتاب از اين بابت چيزى بود ، همين كه از مدينه بيرون شد ، ديد لباس پشمى پوشيده در حالى كه آسمان صاف است ولى طولى نكشيد كه هوا ابر شد و باران باريدن گرفت ! عتاب گفت : اين يكى ! سپس وقتى كه به « شط قاطول » رسيد ، ديد دلش گرفته است ، امام عليه السلام پرسيد : « ابواحمد تو را چه شده است ؟ » دلم نگران نيازمنديهايى است كه از اميرالمؤمنين [ ! ] درخواست كردم ! فرمود : « نيازمنديهاى تو برآورده شد » . فاصله‌اى نشد ، مژده‌ها رسيد كه حاجت هايش برآورده گشته است ! عتاب عرض كرد : مردم مىگويند : شما علم غيب داريد و دو نمونهء آن براى من معلوم شد . « 1 » 16 - مىگويد : در كتاب « البرهان » دهنى آمده است : وقتى كه آن حضرت را وارد سامرا كردند ، متوكّل با او خوب بود ، روزى زنبيلى پر از انجير براى امام عليه السلام فرستاد ، فرستادهء متوكّل گرفتار باران شد ناگزير داخل مسجد رفت ، سپس ميل شديدى به خوردن انجير پيدا كرد ؛ سر زنبيل را باز كرد و از انجيرها خورد ، موقعى كه بر امام عليه السلام وارد شد ، آن حضرت مشغول نماز بود ، پس از نماز به وى گفت : ماجراى تو از اين قرار است و ماجرا را به او گفت فرمود : مگر نمىدانستى كه او ( متوكّل ) از ماجراى تو خبردار شده و آنچه از اين انجيرها خوردى اطلاع يافته است ! براى فرستادهء متوكّل با شنيدن آن خبر قيامت به پا شد و با عجله رفت تا

--> ( 1 ) - مناقب : 2 / 451 .