الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

55

مسند الإمام الهادي (ع) (مسند امام هادى ع) (فارسى)

امام عليه السلام فرمود : « قدرت خودت را مكاه و به گرد اين كارها مگرد ، زيرا كه او مىخواهد تو را بى آبرو كند . » . موسى با اين همه از سخنان امام عليه السلام سر برتافت ، و آن حضرت اصرار كرد و چون ديد نمىپذيرد ، فرمود : « پس بدان كه هرگز نمىتوانى با متوكّل در چنين مجلسى با هم باشيد ! » . از آن زمان سه سال موسى در سامرا ماند و هر روز بامدادان به دربار متوكّل مىرفت ، به او مىگفتند : امروز كار دارد ، برو ! مىرفت ، روز ديگر مىآمد ، مىگفتند : امروز در حال مستى است بامداد فردا بيا ! فردا مىآمد مىگفتند : امروز دارو خورده است ، سه سال به همين منوال بود تا متوكّل كشته شد و با او انجمنى حاصل نشد . « 1 » 3 - از ابراهيم بن محمّد طاهرى نقل كرده ، مىگويد : متوكّل بر اثر دُمل و زخم بزرگى كه در بدنش پيدا شد ، بيمار شد و در آستانه مرگ قرار گرفت و كسى جرأت نزديك كردن آهن را ( داغ كردن او را ) نداشت ، مادرش نذر كرد كه اگر بهبود يابد پول زيادى براى ابوالحسن علي بن محمّد عليهما السلام از مال خودش بفرستد ، و فتح بن خاقان به او ( متوكّل ) گفت : كاش نزد اين مرد كسى را مىفرستادى و از او درخواست مىكردى ، جز اين نيست كه نزد او فرمولى باشد كه وسيلهء گشايش تو گردد ، كسى را نزد آن حضرت فرستاد و مرض او را شرح داد ، پيك متوكّل دستور امام عليه السلام را آورد ، به اين شرح كه :

--> ( 1 ) - كافى : 1 / 502 .