الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
38
مسند الإمام الهادي (ع) (مسند امام هادى ع) (فارسى)
ما گذشت و مردى ترك از كنار ما عبور كرد ، ابوالحسن عليه السلام به زبان تركى با او حرف زد ، او از اسبش پياده شد و سم مركب امام عليه السلام را بوسيد ! راوى مىگويد : آن مرد را قسم دادم و گفتم : آن مرد چه گفت ؟ مرد ترك پرسيد : اين پيامبر است ؟ گفتم : نه پيامبر نيست . گفت : او مرا به نامم خواند كه مرا از كودكى در سرزمين ترك به آن نام ناميدند و تاكنون كسى نمىدانست ! « 1 » 3 - و باز از ابوهاشم جعفرى نقل كرده ، مىگويد : بر ابوالحسن عليه السلام وارد شدم با من به زبان هندى سخن گفت ، و من خوب نفهميدم تا پاسخى دهم ، در مقابلش كيسهء چرمى كوچكى پر از ريگ بود ، امام عليه السلام تنها يكى از ريگها را برداشت و در دهان خود گذاشت و آن را به خوبى مكيد و سپس به سمت من انداخت ، و من آن را در دهانم نهادم ، به خدا سوگند هنوز از خدمت آن حضرت بيرون نرفته بودم كه به هفتاد و سه زبان سخن مىگفتم ؛ نخستين آنها زبان هندى بود ! « 2 » 4 - و نيز از ابوهاشم نقل كرده ، مىگويد : همراه ابوالحسن به بيرون شهر سرّمن رأى رفتيم ، با يكى از طالبيان برخورد كرديم نگهبانان او دير كردند از اينرو ، روانداز زين را براى امام عليه السلام پهن كردم ، روى آن نشست و من هم از مركبم پياده شدم و در مقابل آن حضرت نشستم و او با من سخن مىگفت و من از تنگدستيم شكايت كردم ، امام عليه السلام دست به طرف شنهايى برد كه روى آن نشسته بود و يك مشت از آن را به من داد
--> ( 1 ) - اعلام الورى : ص 343 . ( 2 ) - همان ، ص 343 .