الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

36

مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى)

فرمود : « هنوز نيامده و هيچ كدام از شرايط آمدن او هم نيامده است . » پس عبدالمطّلب در حالى بيرون آمد كه آب را استخراج كرده و آب را دريافت ، در حالى كه بالا مىآمد موجود سياهپوستى را ديد كه دم درازى دارد ، جلوى آن چوبهء تيرى تا بالا ، او را زد و بخش زيادى از دم او را قطع كرد ، سپس او را جست ولى نيافت ، اگر خدا بخواهد ( همان ) فلانى او را خواهد كشت و كسى را كه عبدالمطّلب در خواب ديد ، آن خواب را كه در چاه ديده بود باطل خواهد كرد . شمشيرها را بر روى تخته‌هاى در كعبه مىزد ، خداوند به خواب او درآورد و موقعى كه او در كنار كعبه ( داخل حجر ) بود از هوش رفت همان مرد را ديد در حالى كه مىگفت : اى شيبة الحمد ! پرورگارت را سپاس گو كه تو را زبانزد روى زمين كند و قريش از ترس و بيم و طمع از تو پيروى نمايند ! شمشيرها را در جاى خود بگذار ! عبدالمطّلب از خواب بيدار شد و او را پاسخ داد او كه در خواب من آمد ، اگر از جانب پروردگارم باشد كه محبوب من است ولى اگر از جانب شياطين است كه به گمانم او همان دم بريده است ! پس چيزى نديد و صدايى نشنيد ، همين كه شب شد با جمعى مردان و كودكان به خواب او آمد ، گفتند : ما پيروان فرزند تو و ساكنان آسمان ششم هستيم و آن شمشيرها از آن تو نيست ، در قبيله مخزوم همسرى مىگزينى و قوت مىگيرى ، آنگاه شمشيرها را در شكمهاى عرب بزن چه اگر مالى تو را نباشد حسب و قبيله‌اى دارى ! اين سيزده شمشير را به فرزندان زن مخزومى بده ! و بيش از اين براى تو آشكار نمىشود . و يك شمشير از اينها مال تو است كه آن هم به زودى از دست تو مىافتد و اثرى از آن نخواهى يافت مگر اينكه آن را در