الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

91

مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى)

كاظم ) راهنمايى كرد به اين ترتيب كه دست او را به دست بزرگسال وارد كرد و كار بزرگ ( امامت ) را به‌وسلهء منصور پوشش داد ! به‌طورى كه اگر منصور بپرسد وصىّ او كيست بگويند ، تواى ! خراسانى مىگويد : من جوابى را كه او داد نفهميدم ! وارد مدينه شدم و پول و پارچه‌ها و مسائلى همراه من بود ! در بين پولهايى كه همراه داشتم يك درهم را زنى به نام شطيطه با يك هوله داده بود ، به او گفتم : من از جانب تو صد درهم مىبرم ! گفت : خداوند نسبت به حق شرم نمىكند ! بيرون آمدم ودرهم‌ها را پيچيدم و داخل يكى از كيسه‌ها انداختم . همين كه وارد مدينه شدم از وصىّ امام پرسيدم گفتند : پسرش عبداللَّه ( افطح ) است آهنگ او را كردم ديدم درخانه‌اش آب‌پاشى و جارو كرده ، دربانهايى دارد ، با خودم آن را نپسنديدم ! و اذن ورود خواستم و وارد شدم ديدم او نشسته در جايگاه مخصوصش ! از آن وضع هم خوشم نيامد ! گفتم : تو جانشين امام صادق عليه السلام امام واجب الاطاعه هستى ؟ گفت : آرى . گفتم : دويست درهم چقدر زكات دارد ؟ گفت : پنج درهم . گفتم : پس زكات صد درهم چقدر است ؟ گفت : دو درهم و نيم . گفتم : مردى به زنش مىگويد : تو را به تعداد ستارگان آسمان طلاق دادم آيا بدون حضور شهود طلاقش درست است ؟ گفت : آرى و از ستارگان رأس الجوزا ؛ ماه سوم سال كفايت مىكند ! من از پاسخ‌هاى او و مجلس او تعجّب كردم ! گفت : هر چه همراه دارى نزد ما بياور ! گفتم : همراه من چيزى نيست . كنار قبر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم آمدم ، پس از آن همين كه به خانه‌ام برگشتم ناگهان ديدم غلام سياهى در خانه ايستاده است ، گفت : سلام بر شما ، من جواب سلام او را دادم . گفت : كسى