الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
60
مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى)
و تو بهزودى به حرمت ايشان خدمتشان خواهى رسيد ! من از سخنان ايشان دلگرم شدم و اين نخستين فايدهاى بود كه در عراق نصيبم شد و با ايشان نشستم و گفتگو مىكردم ناگهان چشمانش خيره شد و به سمت بيابان نگاه مىكرد ، گفت : آيا آنچه را كه من ديدم شما هم ديديد : گفتم : چه چيز را ديديد ؟ گفت : شخص شترسوارى را ديدم ، به آن طرف نگاه كرديم ، ديديم مردى سوار بر شتر ، آمد شترش را خواباند و به ما سلام داد و نشست . پيرمرد پرسيد : از كجا آمدهاى ؟ گفت : از يثرب ( مدينه ) پرسيد : چه خبر از آنجا دارى ؟ گفت : جعفر بن محمّد عليهما السلام از دنيا رفت ! با شنيدن اين خبر كمرم از ميان شكست با خود گفتم : به كجا بروم ! كه ابوحمزه از او پرسيد : امام صادق عليه السلام چه كسى را وصىّ خود قرار داد ؟ گفت : سه نفر : ابوجعفر منصور ، پسرش عبداللَّه و پسرش موسى عليه السلام را . ابوحمزه لبخندى زد و نگاهى به من كرد و گفت : محزون نباش كه من امام را شناختم ! گفتم : كدام يك از آنهاست ؟ فرمود : اما وصيتش به ابوجعفر منصور رازى است مربوط به امام عليه السلام و اما وصيتش به بزرگترين پسرش ( عبداللَّه افطح ) و كوچكترين پسرش ( موسى بن جعفر ) در حقيقت بيان عنوان بزرگترين و تعيين و تصريح امامت كوچكترين است . گفتم : راز و رمز اين چيست ؟ گفت : سخن پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم كه فرمود : يا على ! امامت در بزرگترين پسر تو است در صورتى كه عيبى نداشته باشد ! حالا كه ديديم هم به بزرگترين و هم به كوچكترين وصيت كرده است فهميديم كه بزرگسالى او را عنوان كرده ولى بر كوچكترين تصريح نموده است ، بنابراين به امامت موسى عليه السلام شادمان باش كه او صاحب اين امر است . ابوجعفر مىگويد : از ( قبر ) اميرالمؤمنين عليه السلام وداع كردم و از ابوحمزه