الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

58

مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى)

70 - همو از ابوعلى بن راشد نقل كرده است ، مىگويد : جمعى ازمردان در زمان امام صادق عليه السلام در نيشابور جمع شدند و با هم دربارهء انتظار فرج كه داشتند صحبت كردند و گفتند : ما همه ساله آنچه واجب مالى داريم خدمت مولايمان مىبريم درحالى كه مدّعيان دروغينى كه ادّعاى اين امر را دارند زياد شده‌اند ، از ما مىخواهند و سزاوار است كه ما مرد مورد اطمينانى را برگزينيم خدمت امام عليه السلام بفرستيم تا حقيقت اين امر را براى ما شناسايى كند ! پس مردى را معروف به ابوجعفر محمّد بن ابراهيم نيشابورى را برگزيدند و واجبات خود را در آن سال از نقد و لباس به او دادند و پول‌ها سى هزار دينار و پنجاه هزار درهم و پارچهء جامه‌ها هزار قطعه از جامه‌هاى پست و مرغوب بود ، در اين بين پيرزنى از پيرزنان برومند شيعه به نام شطيطه آمد با يك درهم درست و يك درهم با دو دانگ ( 13 ) درهم و تكّه‌هايى از رشته‌هاى خامش معادل چهار درهم آورد و گفت : چيزى در بين دارائيم شايسته نبود جز همين‌ها اينها را به مولايم بده ! آن مرد گفت : اى زن از امام صادق عليه السلام خجالت نمىكشى كه من اين مبلغ را با اين تكّهء آسترى خدمتش ببرم ؟ ! پيرزن گفت : چرا نمىبرى ؟ خداوند نسبت به حق ( اگرچه كم باشد و ناچيز ) شرم نمىكند ، « 1 » همين قدراستحقاق بود ، تو ببر ! اكنون من اگر خداى عزّ و جلّ را با آنچه بر حق است ملاقات كنم كم باشد يا زياد محبوب‌تر است براى من از اينكه او را ملاقات كنم در حالى كه از جعفر بن محمّد ( عليهما السلام ) حقى در گردن من باشد !

--> ( 1 ) - اللَّهُ لا يَسْتَحْيِي مِنَ الْحَقِّ : خداوند از بيان حق شرم نمىكند . اقتباس از آيهء 53 سورهء احزاب .