الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

31

مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى)

آمد و او را برد و غرق شد و مرد و در همان سيلاب به خاك سپرده شد . « 1 » 30 - از على بن حمزه نقل كرده است ، مىگويد : مكه بوديم ، آن سال صاعقه‌اى به مردم خورد و عدّهء زيادى از آن بابت مردند ، خدمت امام كاظم عليه السلام رسيدم ، پيش از اينكه من چيزى بگويم ، فرمود : « على ! براى شخص غريق و برق گرفته سزاوار است كه تا سه روز منتظر بمانند مگر اينكه بويى از او برسد كه دليل بر مرگ او باشد » گفتم : فدايت شوم ! گويا مىفرماييد بسيارى از اين مردم كه به خاك سپرده شدند نمرده بودند مگر در قبرشان مردند ؟ فرمود : « آرى » . « 2 » 31 - از عبداللَّه بن يحيى كاهلى نقل كرده است ، مىگويد : به حج رفتم ، خدمت امام كاظم عليه السلام رسيدم فرمود : « امسال كار نيك انجام ده كه اجلت نزديك است ! » با شنيدن سخن امام عليه السلام گريه كردم فرمود : چرا گريه كردى ؟ گفتم : فدايت شوم ! خبر مرگ مرا داديد ؟ فرمود : « مژده باد تو را كه از شيعيان ما هستى و تو به يقين در نيكى هست » اخطل مىگويد : پس از آن طولى نكشيد كه عبداللَّه از دنيا رفت . « 3 » 32 - از على بن حمزه نقل كرده است ، مىگويد : امام كاظم عليه السلام مرا نزد مردى از اهل وازارين فرستاد ، گفتم : وازارين معروف نيست . فرمود : « وازارين كسى بود كه غدد گوشت را مىخريد » گفتم : او را مىشناختم ، فرمود : « آيا آنجا محلّه‌اى را مىشناسى كه كنيزان را مىفروشند ؟ » گفتم : آرى . فرمود : « بر در آن محله پيرمردى كنار راه مىنشيند جلويش طبقى است كه داخل طَبق تيركمان است كه او شخصاً آن را به بچه‌ها يك فلس

--> ( 1 ) - دلايل الامامة : ص 162 . ( 2 ) - همان : ص 163 . ( 3 ) - همان .