الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
25
مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى)
انتظار مىرود كه او از سفر برگردد و با وى مناظره كند و اينك تندرست و در تمام امور خود در آسايش است . از خودِ او بپرسيد ! پيرمرد مىگويد : ما هيچ هدفى نداشتيم جز ديدن آن مرد و نگاه به فضل و جمال او ! موسى بن جعفر عليهما السلام فرمود : « اما آنچه درباره رفاه حال من و مانند آن مىگويد او هر چه مىگويد ، مىگويد جز اينكه من به شما جمعيّت خبر دهم كه مرا با هفت دانه خرما زهر خوراندهاند ، فردا رنگم سبز مىشود و پس فردا از دنيا مىروم ! » . پيرمرد مىگويد : ديدم سندى بن شاهك نگران و چون شاخهء درخت خرما به خود مىلرزد ! « 1 » 15 - از ابراهيم بن صالح به نقل از فردى از خاندان جعفر آورده است ، مىگويد : در مدينه مردى نزد ما فردى محروم به نام ابوقمقام بود خدمت امام كاظم عليه السلام رسيد و از شغل خودش شكوه كرد و گفت : دنبال هيچ كارى نمىرود كه برآورده شود ! امام كاظم عليه السلام فرمود : « آخر دعايت از نماز صبح ده مرتبه بگو : منزّه است خداوند بزرگ و از خدا طلب آمرزش مىكنم و از لطف او مسألت دارم » . ابوقمقام مىگويد : اين دعا را مرتّب خواندم بهخدا سوگند طولى نكشيد كه گروهى از باديهنشنيان بر من وارد شدند و خبر دادند كه مردى از فاميل من از دنيا رفته و جز من وارثى ندارد ، رفتم و ميراث او را گرفتم و اكنون مستغنى هستم . « 2 » 16 - ابوجعفر به نقل از اعمش آورده است ، مىگويد : موسى بن
--> ( 1 ) - كافى : 1 / 258 . ( 2 ) - همان : 5 / 315 .