الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

20

مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى)

ساعتى به زبان خود او حرف زد تا تمام خواسته‌هايش را گفت و يك درهم به او دادو گفت : به همه اين همراهانت هر غلامى از آنها سر ماه سى درهم بپرداز ! سپس بيرون شدند . گفتم : فدايت شوم ! ديدم شما با اين غلام به زبان حبشى صحبت كرديد به او چه دستورى داديد ؟ فرمود : « به او گفتم : به همراهانش سفارش نيكى كند و در هر ماه سى درهم بدهد ! و اين بدان جهت بود كه چون او را ديدم فهميدم كه غلام عاقلى از فرزندان پادشاهان ايشان است ازاين‌رو او را به تمام نيازمندىها توصيه كردم واو قبول كرد ، با وجود اين غلام راستگويى است » . سپس فرمود : شايد تو از حرف زدن من با او به زبان حبشى تعجّب كردى ، تعجّب نكن زيرا آنچه از امر امام بر تو پوشيده است شگفت‌آميزتر و بيشتر از اينهاست و اين مقدار در برابر امام چيزى نيست مگر به مقدار قطره‌اى كه يك پرنده با منقار خود از آب دريا برمىدارد ! آيا ديده‌اى آن مقدارى كه پرنده به منقار خود برمىدارد چيزى از آب دريا كم شود ؟ آرى امام به منزله درياست چيزى از آنچه داردكم نمىشود ، عجايب وى بيش‌تر از اينهاست ! پرنده چون قطره‌اى از دريا برمىدارد چيزى نمىكاهد همين‌طور از علم عالم ( امام ) چيزى كم نمىشود و عجايبش پايان نمىپذيرد ! » . « 1 » 8 - از عثمان بن عيسى نقل كرده است ، مىگويد : امام كاظم عليه السلام را در ميان آبگيرى از آبگيرهاى بين مكه و مدينه ديدم ، پوششى بر تن داخل آب بود ، داشت آب به دهانش مىكرد سپس بيرون مىپاشيد درحالى كه

--> ( 1 ) - قرب الاسناد : ص 144 .