الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

105

مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى)

كرد شما حق نداريد دومين سؤال را از من بكنيد تا من در اين باب اى ضرار از شما بپرسم ؟ ضرار گفت : تو بپرس ! هشام گفت : مگر تو نمىگويى خدا عادل است ، ظلم نمىكند ؟ گفت : چرا خداوند عادل است ، ستم نمىكند . هشام گفت : بنابراين اگر خداوند ، زمينگير را مكلّف به رفتن مساجد و جهاد در راه خدا كند و نابينا را مكلّف به خواندن كتاب‌هاى آسمانى و غيرآسمانى كند آيا در آن صورت هم ، عادل است يا ظالم ؟ ضرارگفت : خداوند چنين كارى را نمىكند ، هشام گفت : من هم مىدانم كه خداوند چنان كارى را نمىكند ولى بر سبيل جدل و خصومت پرسيدم اگر چنين كارى را بكند آيا در كار خود ستمكار نيست ؟ زيرا تكليفى كرده است كه امكان انجام آن نيست ؟ ضرار گفت : اگر چنان كند هرآينه ستمكار است . هشام گفت : پس بگو ببينم خداى عزّ و جلّ كه بندگان را به يك دينِ بدون اختلاف مكلّف كرده است ، از آنها نمىپذيرد مگر انجام وظيفه را چنان كه مكلّف ساخته است ؟ ضرار گفت : آرى . هشام گفت : پس آيا راهنمايى براى وجود چنان دينى براى بندگانش قرار داده است يا آنها را به چيزى مكلّف كرده ، بدون اينكه راهنمايى بر وجود آن چيز تعيين كند تا به منزلهء همان كسى باشد كه نابينا را به قرائت كتاب‌ها و زمينگير را به رفتن مساجد و جهاد مكلّف نموده است ؟ ضرار با شنيدن سخن هشام ساعتى سكوت كرد ، سپس گفت : بايد دليلى باشد اما آن دليل صاحب شما نيست . هشام لبخندى زد و گفت : تو هم نيمچه شيعه شدى و ناگزير به جانب حق رفتى ، هيچ اختلافى بين من و تو نيست مگر نامگذارى . ضرار گفت : من همين سؤال را از خودت