الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
72
مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى)
نالهء او را شنيد ، از خداى سبحان درخواست كرد ، قولنج خليفه بر طرف شد . خليفه گفت : به حق جدّت مصطفى بايد بگويى چه دعايى كردى ! فرمود : « گفتم : خداوندا همان طورى كه خوارى و ذلّت نافرمانيش را به او نماياندى عزّت فرمانبردارى مرا به او بنمايان ! خداوند در همان لحظه او را شفا داد » . محمّدبن على بن ماجيلويه مىگويد : چون هارون ، امام كاظم عليه السلام را زندانى كرد ، شب تاريك شد امام كاظم عليه السلام تجديد وضو كرد و رو به قبله ايستاد ، چهار ركعت نماز خواند ، سپس دعا كرد و عرضه داشت : « آقاى من ! مرا از زندان نجاتم ده ! و از دست او خلاصم كن ! اى نجات دهندهء درخت از ميان ريگ و گل و اى نجاتبخش آتش از ميان آهن و سنگ و اى بيرون آورندهء شير از ميان سرگين و خون و اى رهايىبخش كودك از بين بچهدان و رحم و اى نجات دهندهء روح ازميان اعضا و جوارح بدن مرا از دست هارون الرّشيد نجاتم ده ! » مىگويد : هارون مرد سياهپوستى را ديد كه شمشيرى در دست دارد و آن را برهنه كرده و روى سر هارون ايستاده ، مىگويد : هارون ! موسى بن جعفر را رها كن و اگر نه سرت را با شمشير مىزنم ! هارون از هيبت او ترسيد سپس دربان خود را خواست ، دربان آمد ، گفت : برو زندان و موسى بن جعفر را آزاد كن ! در روايت فضل بن ربيع آمده است : گفت : برو به زندانمان و موسى بن جعفر را بيرون بياور و سى هزار درهم و پنج دست خلعت به او بده و او را سوار بر سه مركب كن و بين ماندن با ما و رفتن به هر شهرى كه