الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
61
مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى)
سالخوردهاى وارد شد ، عرض كرد : اى فرزند دخترِ رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم من فردى مستمندم مالى ندارم هديه شما كنم اجازه بفرماييد سه بيت كه جدم دربارهء جد شما امام حسين عليه السلام سروده است تقديم كنم ! عجبتُ لمصقول علاك فرندة * يومَ الهياج و قد علاك غبار ولا سهم نفذتك دون حوائر * يدعون جدك و الدَموع غزار الا تغضغضت السّهام و عاقها * عن جسمك الاجلال والاكبار « 1 » امام عليه السلام فرمود : « هديهء تو را پذيرفتم ، خداوند آن را براى تو پر بركت نمايد ! بنشين ! » و سر خود را به طرف آن خدمتگزار كرد و فرمود : « نزد منصور برو ! و بگو : اين مقدار مال جمع شده است مىخواهد چه كند ؟ » خدمتكار رفت و برگشت ، گفت : منصور مىگويد : تمام هدايايى كه رسيده است متعلق به آن حضرت است ، هر كارى كه مىخواهد بكند ! امام عليه السلام خطاب به پيرمرد ، فرمود : « تمام اين مال از طرف من به شما هديه مىشود ، بگير مال تو است » . شخصى عمرى ( از نوادگان عمر بن خطاب ) امام عليه السلام را مىآزرد و على عليه السلام را دشنام مىداد ، يكى از اطرافيان امام عليه السلام عرض كرد : اجازه بفرماييد ما او را مىكشيم ؟ امام عليه السلام ايشان را منع كرد ، تا اينكه روزى سوار بر مركب به سراغ او رفت و او را داخل مزرعهاش پيدا كرد ، با او
--> ( 1 ) - در شگفتم از شمشيرى كه در روز كارزار تو را چون شاخهء پيروزى بلند كرده بود درحالى كه گرد و غبار از ميدان برخاسته بود . و تيرهايى كه در برابر چشم پردهنشينان به بدنت فرو رفته و جدت را مىطلبيدند و اشكها فرو مىباريد . هان آن تيرها در برابر عظمت تو خاضع و از فرورفتن در پيكر تو سرباز مىزدند !