الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

50

مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى)

چيست ؟ » عرض كرد : « يا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ » . « 1 » فرمود : « چون ابراهيم عليه السلام تصميم گرفت او را سر ببرد ، عرض كرد : پدرجان صورتم را بپوش و دست و پايم را ببند ! ابراهيم عليه السلام فرمود : پسر عزيزم ! به خدا كه امروز دست و پا بستن را با سر بريدن هر دو را دربارهء تو جمع نمىكنم ! امام باقر عليه السلام فرمود : « روانداز الاغ را براى او فرش كرد سپس او را روى آن فرش خواباند و كارد را گرفت و بر گلوى وى نهاد ، پيرمردى جلو آمد ، گفت : مىخواهى اين بچه را چه كنى ؟ فرمود : مىخواهم سر ببرم . گفت : سبحان اللَّه ، بچه‌اى كه يك چشم برهم زدن نافرمانى خدا را نكرده است ، مىخواهى سر ببرى ؟ فرمود : آرى خداوند مرا مأمور ذبح او كرده است ! پيرمرد گفت : بلكه پروردگار تو از ذبح او تو را نهى فرموده است ، او شيطان بوده كه در خوابت آمده و تو را امر كرده است ! ابراهيم عليه السلام گفت : واى بر تو اين چه حرفى است كه از تو مىشنوم ، نه به خدا سوگند كه من ديگر با تو حرف نمىزنم ! سپس عازم بر ذبح فرزند شد . پيرمرد گفت : ابراهيم ! تو رهبرى ، ديگران از تو پيروى مىكنند ؛ اگر تو پسرت را سر ببرى مردم پسرانشان را بايد سر ببرند پس دست نگهدار ! اما ابراهيم عليه السلام از حرف زدن با او خوددارى كرد . ابوبصير مىگويد : از امام باقر عليه السلام شنيدم كه مىفرمود : « فرزندش را در كنار جمرهء وُسطى خواباند آنگاه سر به سوى آسمان بلند كرد و بعد

--> ( 1 ) - صافات / 102 : پدرم ! هر دستورى دارى اجرا كن ، به خواست خدا مرا از صابرين خواهى يافت .