الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

69

مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى)

آن گاه به كميت فرمود : « اين صد هزار درهم است كه از اهل بيتم جمع كرده‌ام » كميت گفت : نه به خدا سوگند كسى مطلع نشود كه من از آن بابت چيزى دريافت مىكنم تا خداوند مرا پاداش دهد ! ولى شما پيراهنى از پيراهن‌هاى خود را به من لطف كنيد ! امام عليه السلام پيراهنى به او مرحمت كرد . « 1 » 12 - مردى از ( عبداللَّه ) بن عمر مسأله‌اى پرسيد ، و او پاسخ آن را نمىدانست ، گفت : نزد آن پسربچه برو ! و از او بپرس و جواب او را به من هم بگو ، و به محمّدبن علىّ الباقر عليهما السلام اشاره كرد . آن مرد نزد وى آمد و از او پرسيد و او پاسخ داد ، وى نزد ابن عمر برگشت و به او خبر داد . ابن عمر گفت : به راستى كه آنان خانواده‌اى با فهم و تفهيم كننده‌اند . « 2 » 14 - « 3 » ابرش كلبى از هشام پرسيد : اين كيست كه مردم عراق اطراف او را گرفته‌اند و از او چيزى مىپرسند ؟ گفت : اين پيام آور كوفه است و معتقد است كه پسر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و شكافندهء علم و مفسّر قرآن است ، برو از او سؤالى كن كه نتواند پاسخ دهد ! ابرش خدمت آن حضرت آمد و گفت : اى فرزند على ! آيا تورات و انجيل و زبور و قرآن را خوانده‌اى ؟ فرمود : « آرى » گفت : من چند مسأله از شما مىپرسم !

--> ( 1 ) - مناقب : 2 / 286 . ( 2 ) - همان ، 2 / 286 . ( 3 ) - همان . حديث شمارهء ( 13 ) در همين باب به شمارهء ( 1 ) گذشت ، با اين تفاوت كه در اينجا آمده‌است ، پس از پذيرش توبهء آدم خداوند فرمان داد تا از زمين رودها جارى شود و درختان را بروياند و ميوه‌ها را برساند و از آسمان باران ببارد - م .