الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
92
مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى)
مىانداخت و به در خانه فقراء مىرفت در حالى كه نقاب زده بود غذاها را تقسيم مىكرد و بيشتر وقتها در منزل ايستاده و منتظر آن حضرت بودند همين كه مىديدند ، به يكديگر آمدن او را بشارت مىدادند و مىگفتند : صاحب انبان آمد ! « 1 » 40 - از سفيانبن عينيه نقل كرده است كه زهرى در شب سرد بارانى علي بن حسين عليهما السلام را در حالى كه مقدارى آرد و هيزم در پشت داشت ، ديد دارد مىرود ، پرسيد : يابن رسول اللَّه ! اينها چيست ؟ فرمود : « آهنگ سفرى دارم اينها زاد و توشه است كه براى آن سفر آماده كردهام و به جاى امنى مىبرم ! » . زهرى مىگويد : عرض كردم : اجازه بفرماييد اين غلام من حمل كند ! اجازه نداد . گفتم : خودم بياورم و زحمت حمل آن را از شما كم كنم ؟ علي بن حسين عليهما السلام فرمود : « من از آن چه در سفر باعث نجاتم و موجب آسايشم در طول سفر است دست بر نمىدارم ! تو را به حق خدا مىخواهم كه در پى حاجت خودت به روى و مرا به حال خودم بگذارى ! » زهرى از آن حضرت جدا شد ، پس از چند روزى به آن حضرت رسيد ، عرض كرد : يابن رسول اللَّه ! از آن سفرى كه فرموديد ، اثرى نمىبينم ! فرمود : « آرى ، زهرى آن طورى كه تو تصور كردى نبود ، بلكه منظور من سفر مرگ بود و براى آن آماده مىكردم . » . « 2 »
--> ( 1 ) - مناقب : 2 / 254 . ( 2 ) - همان .