الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

112

مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى)

سپس سوار شد و آن حيوان به راه افتاد و پس از آن هرگز سرپيچى نكرد . « 1 » 108 - « 2 » ابوحمزهء ثمالى مىگويد : درِ خانهء علي بن حسين عليهما السلام آمدم ، نخواستم صدا بزنم درِ خانه نشستم تا امام عليه السلام بيرون آمد ، سلام دادم و برايش دعا كردم و جواب سلام مرا داد سپس با من تا كنار ديوار آمد و فرمود : « ابوحمزه ! اين ديورا را مىبينى ؟ » عرض كردم : آرى سرورم . فرمود : « روزى در حالى كه غمگين و در انديشه بودم به اين ديوار تكيه دادم ، ناگهان مردى خوش سيما و خوش لباس و خوشبو بر من وارد شد ، نگاهى به صورتم كرد ، سپس گفت : اى علي بن حسين چه شده است كه تو را دلگرفته و غمگين بر دنيا مىبينم در حالى كه روزى مىرسد و نيكوكار و بدكار از آن مىخورند ؟ ! گفتم : من براى روزى غصه نمىخورم زيرا كه روزى چنان است كه تو مىگويى ! گفت : براى آخرت محزونى ، آن هم وعده‌اى است راست كه مالك قاهر داورى مىكند ! گفتم : غم من براى آن هم نيست زيرا كه آخرت نيز چنان است كه مىگويى . پرسيد : پس اندوه تو براى چيست ؟ گفتم : از بيم فتنه ابن زبير ! مىفرمايد : با شنيدن سخن من خنديد سپس گفت : يا على ! آيا كسى را ديده‌اى كه از خدا چيزى را بخواهد و او ندهد ؟ گفتم : نه . آنگاه نگاه كردم ديدم كسى مقابل من نيست من در شگفت شدم ناگهان

--> ( 1 ) - فصول المهمه : ص 202 . ( 2 ) - حديث شمارهء 107 از فصول المهمه : ص 202 همان حديث شماره 25 بخش سيره امام بود كه نقل‌شد - م .