الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
865
مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)
مغيره ! مانعى ندارد ، به شرط آنكه قصد زنا با آن زن را نداشته باشد ! چون پيامبر صلى الله عليه و آله مىدانست كه تو زناكارى ! و اما افتخار شما بر ما در مورد فرمانروايى ، خداى تعالى ، مىفرمايد : « وَ إِذا أَرَدْنا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنا مُتْرَفِيها فَفَسَقُوا فِيها فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْناها تَدْمِيراً » « 1 » سپس حسن عليه السلام از جا برخاست ، و لباسش را تكان داد و برگشت ، پس عمروبن عاص دامن او را گرفت و به معاويه گفت : يا اميرالمؤمنين ! شما شاهديد و سخن وى را دربارهء من شنيديد ، كه او به مادرم نسبت زنا داد ، من درخواست حد قذف ( نسبت زنا ) را براى او دارم ! معاويه رو به يارانش گفت : من به شما گفته بودم كه او از كسانى است كه تحمّل چيزى را در رابطه با آبرويش ، ندارد و شما را از دشنام دادن او منع كردم ولى شما به حرف من نكرديد ! به خدا سوگند كه او برنخاست مگر اينكه فضاى خانه را بر من تيره و تار كرد ! از پيش من برخيزيد كه خداوند شما را رسوا كرد و به دليل دورانديشى نكردنتان و انحرافتان از نظر خيرخواه دلسوز خوار كرد ، و خداوند مددكار است ! « 2 » 16 - از ابوالحسن مداينى نقل كردهاند ، مىگويد : معاويه ، پس از صلح ، از حسنبن على عليهما السلام خواست تا براى مردم خطبه بخواند ، او
--> ( 1 ) - اسراء / 16 : و هنگامى كه بخواهيم مردم شهر و ديارى را هلاك كنيم ، نخست اوامر خود را براى مترفين ( ثروتمندان مست شهوت ) آنجا بيان مىداريم ، سپس هنگامى كه به مخالفت برخاستند و استحقاق مجازات يافتند ، آنها را به شدّت درهم مىكوبيم . ( 2 ) - شرح نهج البلاغه : 6 / 285 - 294 .