الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
853
مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)
نه از تو بيم دارم و نه از آنها ، براستى كه سرپرست من خداست و او شايستگان را سرپرستى مىكند ! » معاويه پس از شنيدن سخنان آن حضرت ، گفت : بدان كه من نمىخواستم تو را فراخوانم ولى اينها با وجود نارضايتى من ، مرا به اين كار وادار كردند ، و اينك اين تو هستى كه نسبت به ايشان و من انصاف دهى ! و ما تو را تنها به اين منظور خواستيم تا بر تو ثابت كنيم كه عثمان مظلوم كشته شده و پدر تو قاتل عثمان است ، بنابراين گفتههاى اينها را گوش كن و بعد جواب بده ! و تنهايى تو و جمع بودن آنها مانع از آن نباشد كه تو با تمام توان حرف نزنى ! پس عمروبن عاص سخن آغاز كرد ، و پس از حمد خدا و درود بر رسول خدا صلى الله عليه و آله از على عليه السلام نام برد و هيچ عيبى را فروگذار نكرد مگراينكه به او گفت ؛ و گفت : او به ابوبكر بد مىگفت و از خلافتش ناراضى بود و از بيعت با وى خوددارى نمود و بعدها به اجبار بيعت كرد و در خون عمر شريك است و عثمان را از روى ستم كشت ، و خلافتى را كه حق او نبود ، مدّعى شد . سپس فتنهء جنگ را مطرح كرد ، و نسبت به آن سرزنش كرد و بديهايى را به آن حضرت نسبت داد ، و گفت : اى فرزندان عبدالمطّلب بدانيد با كشتن خلفا و حلال شمردن خونهايى را كه خداوند حرام كرده و حرص ورزيدن شما بر سلطنت و انجام كارهاى ناروا خداوند پادشاهى را به شما نخواهد داد ! وانگهى تو اى حسن ! با خودت مىگويى كه خلافت روزى به تو خواهد رسيد و در دل فكر رسيدن به خلافت را دارى ! در حالى كه تو