الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
846
مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)
چنان كه مىبينى بيرون مىريزد . » عرض كردم : چرا معالجه نمىكنيد ؟ فرمود : « مرا دو مرتبه زهر دادهاند ، اين نوبت علاجپذير نيست ، دوايى ندارد ! من اطّلاع يافتم كه او به پادشاه روم نامهاى نوشته و از او درخواست كرده تا براى او زهر كشندهاى به اندازهء يك شربت بفرستد ، در پاسخ وى پادشاه روم نوشته است كه در دين ما روا نيست ، ما بر قتل كسى كمك كنيم كه با ما سر جنگ ندارد . معاويه به وى نوشته است كه اين شخص پسر همان مردى است كه در سرزمين حجاز خروج كرده بود و اينك او نيز خروج كرده و سلطنت پدرش را مىطلبد ! و من مىخواهم كسى را مخفيانه بفرستم تا او را مسموم كند تا مردم و اين سرزمين را از دست او راحت كنم ! و هدايا و تحفههاى جالبى را نيز براى او فرستاده است از اين رو پادشاه روم اين شربت زهر را كه معاويه پنهانى آن را بر من خورانده ، براى او فرستاده و با او شرايطى چند را نيز در اين مورد با معاويه قرار داده است » « 1 » . 12 - آوردهاند كه معاويه آن زهر را به همسر حسنبن على عليهما السلام جعده دختر اشعث داد و به وى گفت : اين زهر را به همسرت بنوشان ! اگر او درگذشت من تو را به همسرى پسرم يزيد در مىآورم ! همين كه جعده او را مسموم كرد و آن حضرت دنيا را وداع گفت ، آن زن دور از رحمت خدا نزد معاويهء ملعون آمد و گفت : مرا به همسرى يزيد در آور ! معاويه گفت : برو از من دور شو ! زنى كه با حسنبن على عليهما السلام نسازد با پسرم يزيد هم نمىسازد ! « 2 »
--> ( 1 ) - احتجاج : 2 / 11 . ( 2 ) - همان .