الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
838
مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)
كه من قصد دارم قرآن را در مجموعهاى بنويسم ، پس تو هم هر چه از قرآن نوشتهاى براى من بفرست ، پدرم ( على ) نزد وى رفته و گفته است به خدا سوگند گردن مرا مىزنند پيش از آن كه آن قرآن به تو برسد ، عمر گفت : براى چه ؟ پدرم در پاسخ او گفت : چون خداى تعالى فرموده است : « الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ » و مقصودش از راسخان در علم ماييم و تو و ياران تو نيستيد ! عمر خشمگين شد و گفت : پسر ابوطالب تو گمان مىبرى كه جز تو هيچ كس علم ندارد ، هر كه از قرآن چيزى را خوانده است بايد نزد من بياورد ! هرگاه مردى مىآمد و مقدارى از قرآن را بر عمر مىخواند كه با قرائت ديگر موافق بود ، آن را مىنوشت و اگر نه آن را نمىنوشت . سپس گفتند : مقدار زيادى از قرآن از بين رفته است ، بلكه آنها دروغ گفتند ، تمامى قرآن درنزد اهلش محفوظ است . آنگاه عمر به قضاة و فرمانداران خود فرمان داد : همگى نظرات خود را به دقت جمع كنيد و آنچه به نظرتان رسيد كه درست است داورى كنيد ، و همواره او و برخى از فرمانداران اگر در مهلكه و مشكلى گرفتار مىشدند ، پدرم آنها را از آن مهلكه بيرون مىكرد ؛ با دليل و برهانى كه در آن مورد اقامه مىنمود ، و همه قضاة نزد خليفه شان جمع مىشدند در حالى كه هر كدام در يك مورد قضاوتهاى مختلفى كرده بودند با وجود اين به ايشان اجازه قضا مىداد ، چون خداى تعالى به او حكمت و فصل الخطاب را مرحمت نكرده بود . هر كسى از مخالفان ما از اهل قبله گمان مىبرد كه ايشان در جايگاه خلافت و داراى علم است نه ما ، بنابراين ما از خداوند در برابر