الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

836

مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)

خداى تعالى ، نخواست تا براى ما خانواده نبوّت و خلافت را جمع كند ، اينان با شهادت خود امر را بر مردم مشتبه ساختند و در ادّعاى گواه بودنشان دروغ گفتند و مردم را فريب دادند . معاويه پس از شنيدن سخنان ابن عباس ، رو به امام حسن عليه السلام كرد و گفت : تو چه مىگويى يا حسن ؟ ! فرمود : « اى معاويه ! من آن‌چه را كه تو گفتى و آنچه را كه ابن عباس گفت ، شنيدم ، تعجّب از تو است ، اى معاويه و بى حيايى و گستاخى تو در برابر خدا وقتى كه گفتى : خدا طاغوت شما را كشت و امر خلافت را به جايگاه اصليش باز گرداند ؟ ! پس تو اى معاويه معدن و جايگاه اصلى خلافتى ، نه ما ! ! واى بر تو اى معاويه و واى بر آن سه نفر پيش از تو كه تو را در اين جايگاه نشاندند و اين سنّت را براى تو مقرّر ساختند ! بايد سخنى را بگويم كه تو شايستگى آن را ندارى ولى مىگويم تا فرزندان پدرم كه در اطراف منند آن را بشنوند . همانا مردم بر امور فراوانى اجتماع كردند كه هيچ اختلافى هم در آن امور با يكديگر نداشتند نه كشمكشى و نه جدايى ! بر شهادت اينكه خدايى جز خداى يكتا نيست و اينكه محمد فرستادهء خدا و بندهء اوست ، نمازهاى پنجگانه ، زكات واجب ، روزهء ماه رمضان ، حج خانهء خدا وانگهى بر امور زيادى از طاعت خدا كه بيرون از حد شمار است و جز خدا شمار آنها را كسى نمىداند . و همچنين بر حرام بودن زنا و دزدى ، دروغ و قطع رحم ، خيانت و چيزهاى زيادى از نافرمانى و معصيت خدا كه بى شمار است و جز خدا كسى شمار آنها نمىداند همگى اجتماع دارند و هم قولند ولى در سنّتهايى كه به خاطر آنها