الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

819

مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)

ننگ و عارش تا روز قيامت آكنده خواهم ساخت ! پس حسن عليه السلام آمد ، و چون رسيد ، ديد همهء آنها به همان حالى كه ترك كرده بود نشسته‌اند ، جز اينكه اين نوبت مروان بر جمع آنها افزوده شده است ، حسن عليه السلام همچنان رفت تا در كنار معاويه و عمروبن عاص بالاى تخت نشست ! سپس حسن عليه السلام رو به معاويه كرد و گفت : براى چه دنبال من فرستادى ؟ گفت : من نبودم كه فرستادم بلكه اين مردان بود كه كسى را در پى شما فرستاد ! پس مروان گفت : اى حسن ! تو بودى كه مردان قريش را به باد دشنام گرفتى ؟ حسن عليه السلام فرمود : تو چه مىخواهى ؟ مروان گفت : به خدا سوگند كه تورا و پدرت را و اهل بيت شما را چنان ناسزايى بگويم كه كنيزان و غلامان با ساز و آواز بخوانند ! حسن عليه السلام فرمود : اما تو را اى مروان ! من نه به خودت و نه به پدرت ناسزا نمىگويم ، بلكه خداى عزّوجلّ تو و پدرت و اهل بيتت و ذرّيه و فرزندانت و هر كه را كه تا روز قيامت از صلب پدرت به دنيا بيايد به زبان پيامبرش محمد صلى الله عليه و آله لعن و نفرين كرده است ! به خدا سوگند اى مروان ! نه تو و نه كسى از حاضران ناآگاه نيستيد كه اين لعن و نفرين رسول خدا صلى الله عليه و آله براى تو و پيش از تو براى پدرت بوده است ولى اى مروان ! خداوند با اين هشدار و بيمى كه تو را داد ، جز بر سركشى و طغيان بسيار تو چيزى نيفزود ، و خدا و پيامبرش راست گفتند ، آنجا كه خداى تبارك و تعالى مىفرمايد : « وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ