الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
79
مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)
را در خانه فاطمه عليها السلام گرفت ، و آنها در آنجا نبودند . پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم سرپا ايستاد ، در حالى كه مىگفت : خداوندا ! اى آقا و مولاى من ! اين دو شير بچگان من از گرسنگى و نبودن قوت و غذا بيرون رفتهاند ! خدايا تو وكيل منى بر آنها ! خداوندا ! اگر آنها راه خشكى و يا دريا را پيش گرفتهاند ، آنها را نگهدار و سالم بدار ! پس جبرئيل نازل شد و عرض كرد : خدايت سلام مىرساند و مىفرمايد : غمگين مباش و غصّهء آنها را نخور كه آنها در دنيا و آخرت سر آمدند و پدرشان از آنها برتر و سرآمدتر است ، آنها ميان باغ بنى نجّار خوابيدهاند و خداوند فرشتهاى را بر ايشان گمارده است ! پس نورى براى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ساطع شد كه آن حضرت در روشنايى آن نور مىرفت تا به باغ بنى نجّار رسيد . ديد آنها خوابيدهاند و حسن دست به گردن حسين انداخته بود ، و قسمتى از آسمان بالاى سر آنها همچون طبقى جدا و ( قسمتهاى ديگر آن ) به شدت باران مىباريد ، در حالى كه خداوند باران را از آنها باز داشته است و مارى دور آنها حلقه زده موهايى دارد همچون نيستان و دو بال دارد كه در يكى حسن عليه السلام و در بال ديگر حسين عليه السلام را پوشيده است ، پس با ديدن پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم رو به آن حضرت آمد در حالى كه مىگفت : خداوندا ! من تو را و فرشتگان تو را گواه مىگيرم كه من اين شير بچگان پيامبرت را پاسدارى كردم و سالم و تندرست به آن حضرت دادم ! پس پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم شروع كرد آنها را مىبوسيد تا اينكه از خواب