الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

788

مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)

اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود : تو از رعيّت ما و از مردم اين سرزمين نيستى ، اگر تو يك روز به من سلامى داده بودى ، بر من پوشيده و ناشناخته نبودى ! آن مرد پس از شنيدن سخن امام عليه السلام عرض كرد : اميرالمؤمنين ! امانم دهيد ! على عليه السلام فرمود : آيا از روزى كه داخل اين شهر شدى ، اتّفاقى برايت افتاده است ؟ عرض كرد : خير . فرمود : شايد تو از جمله مردان نبردى ! گفت : آرى . فرمود : چون حالت جنگ را كنار گذاشته‌اى ، باكى بر تو نيست ! عرض كرد : من مردى هستم كه معاويه مرا غافلگيرانه نزد شما فرستاده است ، تا از شما سؤالاتى را بپرسم كه پادشاه روم از او پرسيده و گفته است اگر تو سزاوار و شايسته‌ترين فردى كه پس از محمد صلى الله عليه و آله خليفه و جانشين او باشى بايد به سؤالات من جواب دهى ! و اگر پاسخ سؤالات مرا بدهى ، من هم از تو پيروى مىكنم و جايزه‌اى نيز تقديم خواهم داشت . ولى معاويه پاسخى نداشت ، و او را در تنگنا قرار داد ، ناگزير مرا به نزد شما فرستاد ، تا از شما بپرسم . اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود : خداوند زادهء هند جگر خوار را بكشد ! چقدر او و پيروانش كوردل و گمراهند ! خداوند بين من و اين امت خود داورى كند ! كه اينان رحم مرا قطع كردند ، و روزگار مرا تباه ساختند ، و مرا از حقّم محروم نمودند و مقام و منزلت مرا پايين آوردند ، و بر جنگ و مخالفت من اجماع كردند !