الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
590
مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)
و دائىهايت ؛ قاسم ، طيب ، مطهر و ابراهيم ، و خالههايت ؛ رقيه ، امكلثوم و زينب مىروى ! حسن عليه السلام با شنيدن اين سخنان شادمان گشت . « 1 » 50 - و نيز از جابربن عبداللَّه نقل كرده ، مىگويد : روزى كه حسنبن على از دنيا رفت ، من شاهد بودم ، نزديك بود آشوبى بين حسينبن على و مروانبن حكم به پا شود ! حسن عليه السلام به برادرش وصيت كرده بود كه در جوار رسولخدا صلى الله عليه و آله دفن شود ؛ و اگر بيم جنگ و كشتار رفت ، در بقيع دفن كنند ! پس مروان مانع از آن شد كه او را به جوار پيامبر صلى الله عليه و آله ببرند ! مروان آن روز از كار بر كنار بود ، مىخواست بدانوسيله نظر معاويه را جلب كند و هميشه مروان دشمن بنىهاشم بود تا وقتى كه مرد . جابر مىگويد : آنروز من با حسينبن على صحبت كردم و گفتم : يا اباعبداللَّه ! از خدا بترسيد كه برادرت اين وضع را دوست نداشت پس او را در قبرستان بقيع كنار قبر مادرش دفن كن ! پس حسين عليه السلام نيز همانكار را كرد . از ابنعمر نقل كرده ، مىگويد : من در وقت وفات حسنبن على حضور داشتم به حسين عليه السلام عرض كردم : از خدا بترسيد ! و باعث فتنه نشويد و خونريزى نكنيد و برادرت را كنار قبر مادرت دفن كن ، زيرا برادرت همين را وصيت كرده است ! پس حسين عليه السلام اين را پذيرفت ! و نيز از ابوحازم نقل كرده ، مىگويد : چون حسن عليه السلام در آستانهء مرگ قرار گرفت ، به حسين عليه السلام فرمود : مرا در جوار پدرم - يعنى رسولخدا صلى الله عليه و آله - دفن كنيد ، مگر بيم خونريزى برود كه اگر بيم داشتيد
--> ( 1 ) - شرح حال امام حسن : ص 213 .