الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

580

مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)

گويند : عمروى روزى كه از دنيا رفت چهل‌وشش سال و به قولى چهل‌وهفت ساله بود . معاويه در زمان حيات حسن عليه السلام به بيعت يزيد اشاره داشت و آن را مطرح كرد ولى ابراز نداشت و تصميمى بر آن نگرفته بود ، مگر پس از درگذشت حسن عليه السلام . به صورت‌هاى مختلف براى ما نقل كرده‌اند كه حسن‌بن على وقتى كه در آستانه وفات قرار گرفت ، به برادرش حسين فرمود : « برادر ! پدرمان كه خداىتعالى رحمتش را بر او ارزانى دارد ! وقتى كه رسول‌خدا صلى الله عليه و آله رحلت كرد ، بر اين امر توجّه داشت و در معرض خلافت قرار گرفت و اميدوار بود كه زمام امر را به دست گيرد ولى خداوند او را بازداشت ! « 1 » و چون زمكان مرگ ابوبكر فرارسيد ، باز آمادگى براى خلافت را داشت ولى از او به عمر تغيير جهت يافت و چون هنگام مرگ عمر شد ، آن را بين شش‌نفر به شورا گذشت كه يكى ايشان بود و ترديدى نداشت كه ديگر از او تجاوز نمىكند ولى باز هم از او تجاوز كرد و به عثمان رسيد و چون عثمان به هلاكت رسيد ، با وى بيعت كردند ، سپس به نزاع برخاستند تا آن‌جا كه شمشير كشيد و آن را پىگرفت اما چيزى بىمزاحم عايد او نشد ، و من به خدا سوگند كه نمىبينم خداوند نبوت و خلافت را در ما خانواده جمع كرده باشد ! « 2 » بنابراين من به‌راستى نمىشناسم چيزى را كه نادانان از

--> ( 1 ) - عجيب است كه سراسر اين عبارات متعصبان ، مغرضانه است ، چرا نمىنويسند : پيامبر بارها و بارها او را تعيين كرد و خداوند اولىالامرى را زيبندهء او شمرد ولى اهل سقيفه او را از اين حق بازداشتند ! - م . ( 2 ) - در صفحات قبل راجع به تحريف حقايق از بعضى نويسندگان مغرض و جعل‌مطالب از قول اين بزرگان از جمله همين عبارت و انتساب ان به امام حسن عليه السلام اشارتى شد ، پرواضح است كه چنين چيزى خلاف اعتقاد شيعه و نصوص فراوان قرآن و حديث است ! خدا لعنت كند دروغگويان را ! - م .