الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

549

مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)

او عصاى خود را بر زمين انداخت و در آن‌جا آرام گرفت چنان كه چشمى با بازگشتن مسافر روشن مىشود . « 1 » 9 - فتال نيشابورى از مغيره نقل كرده ، مىگويد : معاويه به جعده همسر حسن عليه السلام دختر اشعث پيام داد كه اگر حسن را مسموم كنى تو را به ازدواج پسرم يزيد درمىآورم و صدهزار درهم نيز براى او فرستاد ، و او نيز چنان كرد و حسن را زهر داد ، پس معاويه آن مال را براى او فرستاد ولى او را به همسرى يزيد - خدايش لعنت كند - در نياورد ، و بعدها با مردى از آل طلحه ازدواج كرد و فرزندانى از او به دنيا آمد ، و چنان بود كه هرگاه بين ايشان و بين بچه‌هاى ديگر قريش گفتگويى مىشد ، فرزندان جُعده را سرزنش مىكردند و مىگفتند : اى فرزندان زنى كه به همسرش زهر داد ! عميربن اسحاق مىگويد : با حسن و حسين داخل خانه بودم ، پس امام حسن عليه السلام از در خروجى وارد شد و سپس بيرون آمد و گفت : من چندين‌بار مسموم شده‌ام ولى هيچ‌گاه زهرى اين‌چنين نخورده‌ام كه پارهء جگرم را بيرون ريخت و همچنان پاره‌هاى جگرم سرازير است ! امام حسين عليه السلام با شنيدن اين سخنان پرسيد : چه كسى تو را مسموم كرد ؟ فرمود : مىخواهى او را چه كنى ؟ آيا مىخواهى او را كه شناختى بكشى ؟ كه عذاب خدا سخت‌تر است و اگر او نباشد كه من دوست ندارم شخص بىگناهى مجازات شود ! عبداللَّه‌بن ابراهيم مخارقى مىگويد : چون هنگام وفات امام

--> ( 1 ) - بشارةالمصطفى : ص 334 - 336 .