الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

495

مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)

از زياد بن ابى سفيان به حسن فرزند فاطمه ! اما بعد ، نامهء تو به دست من رسيد ، تو در آن نامه نام خودت را پيش از نام من نوشته بودى ، با اين كه تو در خواست كننده‌اى و من صاحب قدرتم و تو يك فرد رعيت ! مرا در نامه‌ات همچون فرد مورد اطاعت و مسلط بر رعيتش فرمان مىدهى ! دربارهء تبهكارى به من نوشته‌اى كه بر اساس سوء نيت و رضايت تو نسبت به عمل بد او ، او را پناه داده‌اى ! به خدا سوگند كه تو نسبت به او از من پيشى نخواهى گرفت حتى اگر بين پوست و گوشت تو باشد ! و به هر اندازه اگر دستم به تو برسد با تو همراهى و مدارا نخواهم كرد ، زيرا گوشتى را كه بسيار علاقمند به خوردن آنم همان گوشتى است كه تو از آنى ! بنابراين او را با همان جرم و گناهش به كسى تسليم كن كه او از تو نسبت به وى سزاوارتر است ، كه اگر من او را بخشيدم ، به خاطر شفاعت تو نخواهد بود و اگر هم او را كشتم جز به خاطر دوست داشتنش پدر فاسق تو را نكشته‌ام ! والسلام . وقتى كه نامه زياد به امام عليه السلام رسيد ، نامه را خواند و لبخندى زد و نامه‌اى به معاويه نوشت و كلمه سومى بر آن نيفزود : « از حسن فرزند فاطمه عليها السلام به زياد پسر سميّه ، « 1 » اما بعد : رسول

--> ( 1 ) - سميه نام مادر زياد بن ابيه بود كه روسپى مشهور و صاحب پرچم روسپى گرى بوده‌است ، ابن جوزى در كتاب « تذكرة الخواص » در شرح حال امام حسين و شهادت آن حضرت و ديگر شهيدان از اهل بيت ، شعر باهلى را آورده و در ذيل آن مىنويسد : « سميه مادر زياد از جمله زنان روسپى و داستان او مشهور است ! » و در چند صفحه بعد آنجا كه امام حسين را نزد يزيد مىبرند ، از قول واقدى نقل مىكند كه يزيد گفت : « سميه بين من و ابوعبداللَّه جدايى افكند ! » - م .