الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

479

مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)

گفت : بنابراين نظر تو چيست ؟ گفت : به‌نظر من تو بايد به همان وضعى كه بودى برگردى ، چون او عهدى كه با تو بسته بود ، شكسته است . فرمود : « مسيب ! من اگر هدفم از اين‌كار دنيا بود ، معاويه در ديدار با خدا ( و آمادگى براى مردن ) از من صبورتر و در هنگام نبرد و جنگ از من پايدارتر نبود ، ولى من صلاح شما را خواستم و اين‌كه شما به حريم يكديگر تجاوز نكنيد ، بنابراين به قضا و قدر الهى راضى باشيد تا نيكوكار آسوده باشد و يا از دست تبهكار آسوده بماند ! » مداينى مىگويد : عبيدةبن عمروكندى بر حسن عليه السلام وارد شد ، درحالى كه با قيس‌بن سعدبن عباده بود ، و به روى او ضربتى نواخته بودند . پرسيد : در صورتت چه مىبينم ؟ گفت : با قيس بر سر من اين آمد ! پس حجربن عدى نگاهى به حسن عليه السلام كرد و گفت : هر آينه دوست داشتم كه تو پيش از امروز مرده بودى و نمىشد آن‌چه كه شد ! ما بر خلاف ميلمان با آن‌چه نمىخواستيم برگشتيم و آن‌ها شادمان با آن‌چه مىخواستند بازگشتند . با شنيدن اين سخن رنگ چهره امام حسن دگرگون شد ، و امام حسين عليه السلام اشاره‌اى به حجر كرد ، او خاموش گشت ! پس امام حسن عليه السلام به حجر فرمود : « اى حجر ! چنين نيست كه هر كس آن‌چه را تو دوست دارى ، دوست بدارد و عقيدهء او مثل عقيدهء تو