الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
472
مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)
45 - و نيز از ابوهاشم جعفى نقل كرده ، مىگويد : يزيدبن معاويه ، حسنبن على عليهما السلام را پشتسر گذاشت ! معاويه به يزيد گفت : تو حسن را پشتسر خودت قرار دادى ؟ معاويه گفت : شايد تو با خودت مىگويى : مادرت مثل مادر اوست ! درحالى كه مادر او فاطمه دختر رسولخدا صلى الله عليه و آله است و شايد تو مىگويى : جدت مثل جد اوست ؟ درحالى كه جد او رسولخدا صلى الله عليه و آله است ، و اما پدر تو و پدر او داورى را نزد خدا بردند ، پس پدر تو را بر پدر او حاكم كرد . « 1 » 46 - و همو از ابوموسى اسرائيل نقل كرده ، مىگويد : من از حسن شنيدم كه مىگفت : به خدا سوگند كه حسنبن على عليهما السلام به مقابلهء معاويه سپاهيانى فرستاد كه همچون كوهها استوار بودند ، عمروبن عاص با ديدن آنها گفت : من سپاهيانى مىبينم كه هرگز به دشمن پشت نخواهند كرد مگر اينكه به اندازهء خودشان از نيروى مقابل را بكشند ! معاويه - به خدا سوگند كه بهترين از آن دو ( معاويه و عمرو ) بود - گفت : اى عمرو ! اگر اينها آنها را و آنها اينها را بكشند ، ديگر چه كسى امور مسلمانان را براى من انجام دهد ؟ و زنهاى آنها را
--> ( 1 ) - شرح حال امام حسن : ص 138 : بهراستى كه علم بدون تقوا كارساز نيست و چون بر دل مهر شقاوت خورد فرقى نمىكند عالم يا جاهل روشنترين مسأله و بديهىترين بديهيات را انكار مىكند ! ملاحظه كنيد ! به فرض كه معاويه حكميت حكمين را به خدا مستند كرده ، مگر كسى همچون ابنعساكر نمىداند كه آن چيزى جز حيلهء عمروبن عاص نبوده است ، پس چرا مىگويد : خدا پدر تو ( معاويه ) را حاكم كرد ! - م .