الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

450

مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)

لعين پسر لعين ، فرزند هند جگرخوار سپردى درحالى كه صدهزار نيرو تا پاى جان در خدمت شما بودند و خداوند زمام امر مردم را به دست شما سپرده است . امام عليه السلام پس از شنيدن اين عرايض من ، فرمود : « اىسفيان ! ما اهل‌بيت وقتى كه حق را شناختيم به آن چنگ مىزنيم ، و من از على عليه السلام شنيدم كه مىفرمود : من از رسول‌خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مىگفت : اين شب‌ها و روزها نمىگذرند تا اين كه امر اين امت بر مردى جمع شود كه انتهاى رودهء بزرگش گشاد و مجراى غذا و گلويش ضخيم است با هرچه مىخورد سير نمىشود ، خداوند به او به نظر رحمت نمىنگرد و او نمىميرد تا اين كه در آسمان كسى عذر او را نپذيرد و در زمين يار و ياورى نداشته باشد ، و به يقين او معاويه است و من مىدانم كه فرمان خداوند به نتيجه رسيده است ! سپس مؤذن اذان گفت ، پس برخاستيم و به‌طرف كسى رفتيم كه شترى را مىدوشيد ، پس امام عليه السلام ظرف شير راگرفت و خود سر پا مقدارى نوشيد ، سپس مرا سيراب كرد و پياده به سمت مسجد رفتيم . آنگاه به من فرمود : اى سفيان ! در دلت نسبت به ما چه احساسى دارى و چرا آمدى ؟ عرض كردم : دوستى شما ! به خدايى كه محمد صلى الله عليه و آله را به هدايت و دين حق مبعوث كرده است ، در دلم محبت شما را احساس مىكنم ! فرمود : اى سفيان ! بشارت باد تو را كه من از على عليه السلام شنيدم ، مىفرمود : من از رسول‌خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مىگفت : اهل‌بيتم و هر كه از امتم ايشان را دوست بدارد ، چون اين‌دو انگشت سبابه‌ام - اگر