الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
426
مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)
سفيد فرود آمد و معالجه كردند تا بهبود يافت و براى رو در روشدن با ابنعامر آماده شد . و از آنطرف معاويه آمد تا به شهر انبار رسيد ، و در آنجا قيسبن سعدبن عباده از طرف حسن عليه السلام بود ، پس معاويه او را محاصره كرد ، و حسن عليه السلام درآمد و با عبداللَّهبن عامر برخورد كردند از اينرو عبداللَّهبن عامر ندا داد : اى مردم عراق ! من قصد جنگ ندارم ، و من تنها پيش قراول معاويه هستم ، و او در ميان جمعيتهايى از مردم شام اينك به شهر انبار رسيده است . بنابراين به ابومحمد يعنى حسن عليه السلام سلام مرا برسانيد و به او بگوييد ! تو را به خدا جان خودت و اين جماعتى را كه با تو هستند ، حفظ كن ! همين كه مردم سخنان عبداللَّه را شنيدند ، امام عليه السلام را تنها گذاشتند و از جنگيدن ناخورسند شده و حسن عليه السلام نيز جنگ را ترك گفت و به مداين برگشت درحالى كه عبداللَّهبن عامر آنجا را محاصره كرده بود . چون حسن عليه السلام از اصحابش آن سستى را مشاهده كرد ، كسى را نزد عبداللَّهبن عامر فرستاد مبنى بر اين كه با شرايطى كه بر عهدهء معاويه گذاشته بود ، خلافت را به او واگذار نمايد ، و شرايط از اين قرار بود : كسى از مردم عراق را كينهتوزى و مؤاخذه نكند ، و همهء مردم را امان دهد و از لغزشهاى ايشان درگذرد ، و همهساله ماليات اهواز را تسليم او كند و به برادرش حسينبن على هرسالى دومليون درهم بپردازد و به بنىهاشم بيش از بنىعبدشمس بخشش و جوايز بدهد . پس عبداللَّهبن عامر اينها را به معاويه نوشت و معاويه به خط خودش همه آنها را پذيرفت ونوشت و با مهر خويش مهر زد و براى