الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

414

مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)

از حق پيروى كن ! زيرا كه تو مىدانى كه من از جملهء اهل حقم ! و اگر دروغ بگويم گناه آنچه مىگويم بر عهدهء من است » . ( يعنى دروغ نمىگويم ) . معاويه از مردم خواست تا حركت كنند ، همين كه به جسرمنبج رسيد ، امام‌حسن عليه السلام حجربن عدى را فرستاد و مردم را براى جهاد بسيج كرد ، اما مردم سنگينى و درنگ كردند ، و سپس به همراه وى گروه‌هاى مختلفى از شيعه و خوارج و اهل شك و متعصبان و فتنه‌جويان به سرعت حركت كردند ، تا اين كه به محل « حمام عمر » رسيد و از آن‌جا راهى « ديركعب » شد و سرانجام در « ساباط » فرود آمد . همين كه صبح شد ، دعوت عمومى كردند ، مردم جمع شدند ، امام عليه السلام به منبر رفت و خطبه خواند و براى آزمون آن‌ها گفت : « اما بعد ، به خدا سوگند كه من اميدوار بودم كه من با لطف و ثناى الهى درحالى صبح كنم كه از همه كس براى خلق خدا خيرخواه‌تر باشم ، و چنان صبح نكنم كه نسبت به مسلمانى كينه داشته باشم و يا قصد بد و ناگوارى نمايم ! بدانيد آن كه نارضايتى و اكراه در بين جمع‌بودن براى شما بهتر است از آنچه در جدايى مطلوب شما باشد . بدانيد ! كه نظر خير من براى شما بهتر از نگرش خود شما بر خودتان است ، و شما با فرمان من مخالفت نورزيد و نظر مرا رد نكنيد ! خداوند من و شما را بيامرزد و من و شما را به راهى هدايت كند كه محبت و خشنودى در آن است . » آن‌ها پس از شنيدن سخنان امام عليه السلام گفتند : به خدا سوگند كه او