الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

383

مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)

معناى بازگشت ايشان به حالت اول كه با تجاوزگرى از آن بيرون شده‌اند ، و اگر آنكه مأمور به آشتى دادن و صلح است ، ظالم و مظلوم را نشناخته ، نمىداند كه مؤمن غيرظالم و مؤمن ظالم كدام است ، و مؤمن غيرستمگر را پس از بررسى خواهد شناخت . و فرق بين مؤمن و بين ستمگرى كه به اجماع مسلمين بر مؤمن بودن اسمى وى هيچ اختلافى نيست ، - ولى مؤمن ستمگر به اعتقاد تو - مورد اختلاف است . بنابراين نبايد مؤمن ناميد ، تا وقتى كه اجماع بر مؤمن بودن او حاصل شود چنان كه بر ستمكر بودن او اجماع است . بنابراين ستمگر متجاوز مؤمن ناميده نمىشود مگر به اجماع مسلمين بر مؤمن گفتن او چنان كه اجماع دارند و همگى او را ستمگر سركش مىدانند . و اگر بگويد : خداى عزّوجلّ ستمگر را برادر مؤمنان ناميده است در حالى كه برادر مؤمنان كسى جز مؤمن نيست ! در جواب گفته مىشود : چيزى گفتى ، ولى خيلى دور از حقيقت ! همانا خداى عزّوجلّ ، هود عليه السلام را كه پيامبر بود برادر قوم عاد كه كافر بودند شمرده و فرموده است : « وَالى عادٍ اخاهُمْ هوداً » « 1 » و گاهى به يك شامى گفته مىشود : برادر شامى ! به يك يمنى : برادر يمنى ! و به كسى كه شمشيرى حمايل دارد براى مبارزه گفته مىشود : برادر شمشير ! بنابراين در دست شخص تأويل كننده چيزى نمىماند كه مىگويد : برادر مؤمن جز مؤمن نمىتواند باشد ! با وجود شهادت قرآن بر خلاف آن و گواهى لغت بر اينكه مؤمن برادر جماد يعنى شام ، يمن ،

--> ( 1 ) - اعراف / 65 : ما به سوى قوم عاد ، برادرشان هود را فرستاديم .