الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

374

مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)

ضبّه بيعت كرد و با اشعث و منذربن جارود طاغى ستمگر اطراف او را گرفتند . البته حسن عليه السلام راست گفت : اين سران در اختيار او بودند ، با هر كه آن حضرت مىجنگيد ، آنها مىجنگيدند ولى جنگ ايشان تنها به طمع دنيا بود ، و با هر كس كه آن حضرت صلح مىكرد آنها نيز صلح مىكردند ولى باز هم به طمع دنيا ! ولى كسى كه براى خداى عزّوجلّ بجنگد و براى تقرّب به او بهرهء اخروى باشد اندك بود ، در ميان آنها رزمندگانى كه براى خدا بجنگند و براى اولياى خدا مبارزه كنند و در وقت لازم يار و ياور و در سختيها حجتهاى الهى و كمك كار باشند ، به قدر كافى نبود تا با دشمن مقابله كند . معاويه مخفيانه نزد عمروبن حريث و اشعث بن قيس و حجربن حجر و شبث بن ربعى كسى را فرستاد و به و سيله جاسوسى از جاسوسان با يكى يكى آنها صحبت كرد كه اگر حسن بن على را بكشى دويست هزار درهم و سپاهى از سپاهيان شام و دخترى از دخترانم را به تو مىدهم ! و اين ماجرا به اطّلاع امام حسن عليه السلام رسيد ، به آنها بدبين شد و لباس رزم در زير لباسش مىپوشيد و از آنها اجتناب مىكرد و در نماز جلوى آنها نمىايستاد مگر با همان لباس جنگى و پنهانى ، با اين همه يكى از آنهادر حال نماز تيرى به طرف آن حضرت رها كرد كه نخورد چون در حال احتياط و مواظب بود . وقتى كه در تاريكى ساباط قرار داشت يكى از آنها با خنجرى زهرآلوده آن حضرت را زد و خنجر اصابت كرد ، و دستور داد راه آن حضرت را به سمت « بطن جريحى » تغيير دهند كه در آنجا عموى