الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

370

مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)

تناقضى داشته باشد ، براستى ما در بين امت گروهى را سرسخت‌تر و مخالفتر از خوارج در برابر معاويه نداشتيم در حالى كه جويرية بن ذراع يا ابن وداع و يا ديگرى در كوفه بر معاويه خروج كرد ، معاويه به حسن عليه السلام گفت : شما برويد با ايشان بجنگيد ! فرمود : خداوند چنين اجازه‌اى را به من نمىدهد ! معاويه پرسيد چرا ؟ مگر آنها دشمنان شما و من نيستند ؟ فرمود : « چرا اى معاويه ! ولى كسى كه در پى حق است و در كارش خطا كرده است همچون كسى نيست كه به دنبال باطل رفته و به آن رسيده است ! از اين رو با شنيدن سخن وى ساكت ماند . و اگر آنچه را كه او روايت كرده درست بود كه امام عليه السلام با وى بر اين اساس بيعت كرده كه با هر كس او در صلح است آن حضرت نيز در صلح باشد و با هر كه در جنگ است بجنگد - هر آينه معاويه ساكت نمىماند و با گفتهء امام حسن عليه السلام قانع نمىشد ، چون مىگفت : تو با من بيعت كرده‌اى كه با هر كه من در جنگم - هر كه باشد - با او بجنگى و با هر كه من در صلحم - هر كه باشد - با او در صلح باشى . و اگر عامر در حديث خودش گفته است كه او با معاويه به عنوان اميرالمؤمنين بيعت نكرد ، اين حرفش را نقض مىكند چون امير كسى است كه امر و نهى مىكند و مأمور كسى است كه فرمان مىبرد و در صورت نهى ، باز مىايستد ! و از مخالت امر خوددارى مىكند ، در حالى كه حسن عليه السلام در مصالحهء خود با معاويه فرمان پذيرى و امير قراردادن او را از خود برداشت و خود را از زير فرمان او خارج كرد ؛ آن وقت كه با او شرط كرد خود را اميرالمؤمنين نخواند !