الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
363
مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)
او را تعيين كرده باشند . زيرا اگر او از طرف خدا و رسول خدا صلى الله عليه و آله حاكم بود و بعد هم حسن عليه السلام مىدانسته كه او فرمانرواست و فرمانروا داور و حاكم است و از طرفى بر او شرط كرد كه حق ندارد كه به روى امر كند - در حالى كه چنين شرطى را پذيرفته كه خود را اميرالمؤمنين ننامد - پس چگونه از كسى كه شرايط فرمانروايى از او زايل است با قبول اين شرط كه خود را اميرالمؤمنين نخواند ، در نزد وى اقامه شهادت كنند ؟ و چون اين شرط از او زايل است پس حكم و داورى نيز از او زايل است ، چون امير همان حاكم است و اوست كه حاكم را مىگمارد ، و كسى كه حق فرمان و امارت و حاكميت ندارد ، حكمش هدر است و شهادت در نزد كسى كه حكمش هدر و بيهوده است اقامه نمىشود . و اگر بگويى : توجيه و تأويل اين پيمان حسن عليه السلام كه با معاويه عهد و شرط كرد ، مبادا شيعيان على عليه السلام را به هيچ وجه تعقيب كند ، چيست ؟ در جواب گفته مىشود : حسن عليه السلام به خوبى مىدانست كه اين قوم ( بنى اميه ) براى خودشان هر تأويلى را روا مىدانند و در تأويل خود ريختن خون هر كس را كه بخواهند جايز مىشمارند ، اگرچه خداى عزّوجلّ خون او را محترم دانسته باشد و همچنين آنها خون كسانى را كه مىخواستند محترم مىشمردند هرچند كه خداوند حكم به ريختن آن خون داده باشد ، از اين رو امام حسن عليه السلام خواست تا روشن كند كه توجيه معاويه دربارهء شيعهء على عليه السلام براى تعقيب و خوردهگيرى خودسرانه بى ارزش و بى پايه و باطل است .