الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

357

مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)

كرده بودند - آن‌طورى كه مدعيان ادعا دارند « 1 » - براساس شرايطى كه ذكر كرديم و بعد هم بر آن‌ها عمل نكرد ، و حسن عليه السلام نيز او را ملزم نساخت ! دليل مهم‌تر از همهء اين‌ها در برابر دشمنان پيمانى است كه بسته بود ، خود را اميرالمؤمنين نخواند ( كه زيرپا گذاشت ! ) و حسن عليه السلام ناگزير در نزد خود بيقين مؤمن است و با او پيمان بسته است كه امير او نباشد ، چون امير كسى است كه فرمان مىدهد و فرمانش را مىبرند ، از اين‌رو حسن عليه السلام چاره‌انديشى كرد تا فرمانبردارى از معاويه را از خود اسقاط كند در جايى كه به خود آن حضرت فرمانى بدهد ! امير كسى است كه فرمان او مانند فرمانى از جانب ما فوق است ، پس اين خود دليل آن است كه نه خداى متعال و نه پيامبرش او را چنين فرمانى نداده است ، زيرا كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرموده است : « هيچ غنيمت گرفته‌اى بر غنيمت گيرنده ، نرمش به خرج نمىدهد ! » منظور حضرت آن است كه هر كه او را حكمى كند يا جلوى كار او

--> ( 1 ) - خوانندهء گرامى همان‌طورى كه در پاورقى صفحات قبل نوشتيم جز عده‌اى ضدامامت و مخالف مذهب حَقه كه در نوشته‌هاى خود از واژهء بيعت استفاده كرده‌اند : مانند طبرى كه از نام شيعه با « خذلهم‌اللَّه » بدرقه مىكند و شايد هم از همين قرن ششم ، عصر طبرى و طبرىها اين واژه بيشتر به‌كار گرفته شده باشد ! اگرنه در متون شيعه و در نوشته‌هاى علماى معتبر عامه ، واژه‌هاى معاهده ، مصالحه و نظاير اين‌ها به چشم مىخورد و بس و عقل و انصاف هم جز اين را نمىپذيرد ! زيرا بيعت به معناى قبول اولى الأمرى است و اين از خاندان عصمت معقول نيست . - م .