الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
271
مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)
نور مىرفت تا به باغ بنى نجّار رسيد ، ناگهان ديد آنها خوابيدهاند و حسن دست به گردن حسين انداخته است و قطعهاى از آسمان بالاى سر ايشان همچون طبقى پوشش داده در حالى كه به شدت همه جا باران مىبارد ولى آنجا مانع از بارش است و مارى در پيرامون آنها حلقه زده با موهايى همچون نى زار و با دو بال ، بالى حسن را سايه كرده و با بال ديگر حسين را پوشش داده است ! پس آن مار با ديدن پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به سويى رفت در حالى كه مىگفت : پروردگارا ! من تو را و فرشتگانت را گواه مىگيرم كه اين دو شيربچگان پيامبر را پاسدارى كردم و آنها را سالم و تندرست به وى تحويل دادم . پس پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مقدارى ايستاد ، در حالى كه آنها را مىبوسيد تا اينكه از خواب بيدار شدند ، همين كه بيدار شدند پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم حسن را و جبرئيل حسين را حمل كردند . ابوبكر جلو آمد و گفت : يا رسول اللَّه آنها را به ما مرحمت كنيد كه بر شما سنگينند ! فرمود : اما يكى از آنها روى بال جبرئيل عليه السلام و ديگرى بر بال ميكائيل است . پس عمر گفت : يكى از آنها را به من مرحمت كنيد ! تا بار شما را سبك كنم ، فرمود : برو كه خداوند سخن تو را شنيد و از موضع تو آگاه است ! اميرالمؤمنين عرض كرد : يكى از دو فرزندان من و فرزندان خود را به من مرحمت كنيد !