الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

199

مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)

راوى مىگويد : عرض كردم : يا رسول اللَّه ! من از كار شما نسبت به اين دو و محبّت شما به آنها در شگفتم ! فرمود : اى مرد ! جريانى را براى تو نقل كنم : وقتى كه مرا به آسمان بردند ، وارد بهشت شدم ، در بوستانهاى بهشت به درختى رسيدم كه از بوى خوش آن تعجبّ كردم ، پس جبرئيل گفت : يا محمد ! از اين درخت تعجب نكن كه ميوهء آن خوشبوتر از بوى آن است ، پس جبرئيل شروع كرد از ميوهء آن درخت هديه دادن و به ما از ميوه‌هاى آن خوراند در حالى كه من از خوردن آن ناراحت نمىشدم . پس گفتم : برادر جبرئيل ! من در ميان درختان از اين دو درخت خوشبوتر و زيباتر نديده‌ام ! جبرئيل گفت : يا محمد ! آيا مىدانى نام اين دو درخت چيست ؟ گفتم : نمىدانم ! گفت : يكى از آنها حسن و ديگرى حسين است ! بنابراين يا محمد ! وقتى كه به زمين فرود آمدى به زودى نزد همسرت خديجه برو ! و در همان ساعت با او هم بستر شو كه بوى خوش ميوه‌اى كه از اين دو درخت خورده‌اى از تو خارج مىشود ، و براى تو فاطمه زهرا عليها السلام به دنيا مىآيد ، سپس او را به همسرى برادرت على در آور تا دو پسر به دنيا آورد نام يكى را حسن و ديگرى را حسين بگذار ! رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مىفرمايد : من آنچه برادرم جبريئل گفته بود ، انجام دادم و آنچه مقرر شده بود ، شد . پس جبرئيل بعد از آنكه حسن و حسين به دنيا آمدند نازل شد ،