الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
195
مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)
ايستاده و پشت سرش گرگى او را تعقيب كرده و از اين طرف و آن طرف او را رانده تا نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم آورده است . آنگاه آهو به زبان فصيح سخن گفت و عرض كرد : يا رسول اللَّه ! من دو بچه داشتم يكى را صيّاد شكار كرد و آن را خدمت شما آورد ، و اين ديگرى براى من مانده بود و من به اين دلخوش بودم و اكنون داشتم شير مىدادم كه ندايى را شنيدم مىگفت : اى آهو ! بشتاب ! بشتاب ! بچهات را هر چه زودتر نزد محمد ببر ! و به او برسان ! كه حسين عليه السلام جلوى جدش ايستاده و مىخواهد گريه كند و تمام فرشتگان سرها را از نيايشگاههايشان برآوردهاند ، و اگر حسين عليه السلام گريه كند ، همه فرشتگان مقرّب به خاطر گريهء او گريه خواهند كرد . و نيز ندايى شنيدم كه مىگفت : اى آهو ! پيش از آنكه اشكها بر صورت حسين جارى شود بشتاب و اگر نه همين گرگ بر تو مسلّط مىشود ، تو را با بچهات خواهد خورد ! از اين رو يا رسول اللَّه ! من اين بچهام را خدمت شما آوردم و مسافت دورى را پيمودهام ، ولى زمين برايم درهم پيچيده شد تا من زودتر خدمت شما برسم و من پروردگارم را شاكرم كه پيش از جارى شدن اشكهاى حسين عليه السلام بر گونهاش به اينجا آمدم . اصحاب با شنيدن سخنان آهو صداى تهليل و تكبيرشان بلند شد ، و پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم براى آهو دعاى خير كرد و از خداوند برايش درخواست خير و بركت نمود . حسين عليه السلام بچه آهو را گرفت و آن را نزد مادرش زهرا عليها السلام آورد و